محمد أحمد جاد المولى (مترجم: زمانى)

21

قصص القرآن (قصه هاى قرآنى) (فارسى)

و بندگان شايسته او هستند ، قبل از خدا سخن نمىگويند و همواره به فرمان او عمل مىكنند . خداى تعالى براى آنكه فرشتگان از حيرت درآيند ، به آنان چنين پاسخ داد : « من در راز اين آفرينش چيزى را مىدانم كه شما نمىدانيد » من در خلافت انسان بر روى زمين حكمتى دارم كه شما بر آن وقوف نداريد . به زودى آنچه را خواستم خلق مىكنم و آنكه را مايلم به نمايندگى خويش مىگمارم . سپس آنچه بر شما مخفى است ، آشكار مىگردد و شما آن را مشاهده مىكنيد . آنگاه فرشتگان را امر كرد ، چون من آدم را آفريدم و از روح خود در آن دميدم ، همه ( از جهت حرمت و عظمت آن روح الهى ) بر او سجده كنيد . « 1 » خدا پيكر آدم را از گل پخته آفريد ، سپس جان و روح در كالبدوى دميد و دستگاه عقل و حواسش را به كار انداخت و به اراده خدا چشمه‌اى از نور فضل و حكمت در او تجلى يافت و نام و راز مخلوقات را بر او آشكار ساخت ، سپس موجودات را براى ملائك ظاهر ساخت و ندا داد : « اگر شما راست مىگوييد نام و راز اين موجودات را براى من بازگوييد ! » « 2 » خداوند بدين‌وسيله خواست عجز فرشتگان را ثابت كند و محدوديت علمشان را آشكار سازد تا ملائك دريابند كه حكمت خدا بر اين تعلق گرفته است كه آدم در علم و دانش نيز شايسته و سزاوارتر از فرشتگان باشد و اولويت خلافت خدا در روى زمين با آدم است و اين موضوع قابل انكار نيست . فرشتگان در پاسخ به سؤال خداوند مبهوت ماندند و چون به حافظه خود مراجعه كردند تا پاسخى براى آن بيابند ، در آن فروماندند و اظهار عجز و ناتوانى كردند و اعتراف كردند كه علمشان محدود است و بيش از آنچه از تو آموخته‌ايم ، چيزى نمىدانيم و تو دانا و حكيمى . « 3 »

--> ( 1 ) . سوره حجر آيه : 29 و سوره ص ، آيه : 72 - « فَإِذا سَوَّيْتُهُ وَ نَفَخْتُ فِيهِ مِنْ رُوحِي . . . » ( 2 ) . سوره بقره ، آيه : 31 « أَنْبِئُونِي بِأَسْماءِ هؤُلاءِ . . . » ( 3 ) . سوره بقره ، آيه : 32 « قالُوا سُبْحانَكَ لا عِلْمَ لَنا . . . »